سخن روز
 

1398/8/15 چهارشنبه آغاز امامت و ولایت قطب عالم امکان، صاحب عصر و زمان مبارک باد روی بنما و وجود خودم از یاد ببر/ خرمن سوختگان را همه گو باد ببر/ ما که دادیم دل و دیده به توفان بلا/ گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر/ سینه گو شعله ی آتشکده ی پارس بکش/ دیده گو آب رخ دجله ی بغداد ببر

عهدی که هست همیشگی است، تا ابد و بی تردید. از ازل آمده این عهد و به جاودانگی می پیوندد. تو از ازل در ما بوده ای، در دل های بی قرار عشق. در چشم های لاجرمِ اشک و اشتیاق. بوده ای بی آن که به چشم آمده باشی و هویدا شده باشی. همین که دل تنگ توایم؛ یعنی که حقیقتی تو؛ یعنی بودنِ محضی. همین که جایت همه جا خالی است؛ یعنی در تمام دل ها جایی برای توست. برای تو و حضور بی دریغ و بایسته ات.

ای کاش نام ملایم تو را به زبان که می آوریم، همان لحظه باران در دست هایمان جا بگیرد. ای کاش به محض دوست داشتن تو تمام عالم را عطر گل سرخ فتح کند. ای کاش القاب بزرگوار تو را زیر آسمان بر لب آوریم و به مرادِ صلح و نجات دست یابیم. ای کاش از دروغ و درد و ستم، تهی، از رنج و فریب، رها و پر از دیدار فاتحانه تو شویم. قلب به ستوه آمده است، از این همه تپیدن به اضطراب تو. لبخند هیچ دوامی ندارد. استعاره ظهور تو را می خواهند، تمام غزل ها، وگرنه قافیه در آستانه مرگ بی سرانجام است. «قافیه در باد گم می شود» و آهنگ های ایمان و هم بستگی در گور خواهند خفت.(سودابه مهیجی)

کلمات کليدي
امامت امام زمان(عج)

  اذان صبح
  طلوع خورشید
  اذان ظهر
  غروب خورشید
  اذان مغرب
اوقات به افق :
تعداد بازديد اين صفحه: 244864
تعداد بازديد کنندگان سايت: 127918040
بازدید زیرپورتال : 499064
بازدید زیرپورتال امروز : 420
بازدید کل سایت امروز: 30339
بازدید صفحه امروز: 164